پشت این واژه ها

 قلمی که مرز نمی‌شناسد: نگاهی به آثار بهنام علّامی


«ما سنگ بودیم در کوه وطن
دشمن که حمله کرد
یکی‌مان دیوار شد
یکی قبر …
حالا با نگاه به هرکداممان
خاطره‌ی کوه زنده می‌شود.»


در پهنه‌ی ادب فارسی، نام‌هایی هستند که با جوهر قلم و شور جان، نقش‌های ماندگاری بر لوحِ ذهن مخاطبان می‌زنند. بهنام علّامی، شاعر و نویسنده‌ای از تبار همین نام‌هاست که با آثاری متنوع و نگاهی متفاوت، جایگاهی ویژه در میان اهالی فرهنگ و هنر یافته است.


علامی که زاده‌ی **بیست‌وپنجم** تیرماه سال ۱۳۶۳ در نجف آباد اصفهان است، از همان سال‌های جوانی، قریحهٔ سرشار خود را در عرصه‌ی ادبیات نمایان ساخت. حاصل این ذوق و تلاش، انتشار چندین اثر ارزشمند بوده است که هر یک، دریچه‌ای به دنیای اندیشه‌ها و احساسات این هنرمند گشوده‌اند. از جمله آثار منتشرشدهٔ او می‌توان به «مترسک» (**چاپ نشر بوتیمار**)، «ونوس خموش» و «چهارشنبه بیست‌وپنج فروردین» (هر دو از **نشر آرنا**)، «مجسمه» (از **نشر آرون**)، و **مجموعهٔ شعرِ** «آرامگاه مادرم ایران» (**که هرگز مجوز نشر نگرفت**) اشاره کرد. علاوه بر این آثار، چندین **دفترِ شعرِ** دیگر نیز از او به زیور طبع آراسته شده و گواه بر پویایی و پرکاری این نویسنده و شاعر **است**.


نکته‌ی قابل‌توجه در مسیر هنری بهنام علّامی، فعالیت‌های او در شبکه‌های اجتماعی است. این حضور فعال و بی‌پرده در فضای مجازی، که اغلب با نگاهی انتقادی و **دغدغه‌های اجتماعی و ملی** همراه بوده، **به مدت دو سال به ممنوع‌الکاریِ** او انجامید. این اتفاق، خود نشان‌دهنده‌ی جسارت و صراحت لهجهٔ این هنرمند در بیان دیدگاه‌هایش **است**.


علامی در مسیر نویسندگی و شاعری، از محضر اساتید گرانقدری بهره برده است. او از شاگردان **زنده‌یاد** احمد بیگدلی، نویسنده‌ی برجسته‌ای است که لقب بهترین نویسنده‌ی سال ایران را نیز از آن خود کرده است. این شاگردی، بی‌شک تأثیر عمیقی بر سبک و نگرش علّامی در خلق آثارش داشته است.


مضمون اشعار بهنام علّامی، طیفی گسترده از مسائل اجتماعی-انتقادی تا احساسات عاشقانه را در بر می‌گیرد. او با زبانی شیوا و نگاهی نافذ، به دغدغه‌های جامعه و کشور خود می‌پردازد و در کنار آن، لطافت و ظرافت عشق را نیز در لابه‌لای واژگانش به تصویر می‌کشد.


علاقه‌ی علّامی به هنر، تنها به شعر و نویسندگی محدود نمانده است. در اواخر دهه‌ی هفتاد خورشیدی، او تجربه‌ی فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی چند فیلم کوتاه از جمله «هیچ و پوچ» و «زمان کجا می‌راند» را نیز در کارنامه‌ی هنری خود به ثبت رسانده است. این تجربه‌ی سینمایی، نشان از دیدگاه چندوجهی و علاقه‌ی او به بیان هنری در قالب‌های مختلف دارد.


نکته‌ی جالب دیگر در زندگی تحصیلی بهنام علّامی، رشته‌ی دانشگاهی متفاوت اوست. برخلاف زمینه‌ی هنری‌اش، او در رشته‌ی مهندسی عمران تحصیل کرده و در نهایت نیز مدرک کارشناسی ارشد مهندسی عمران (**گرایش** محیط‌زیست) را از دانشگاه خواجه نصیر تهران دریافت نموده است. این تفاوتِ رشته، می‌تواند نشان از ذهنی منظم و تحلیلی در کنار روحی هنرمند و خلاق داشته باشد.


**امروزه، بسیاری از شعرها و نوشته‌های بی‌نام یا منتسب به شاملو، فروغ فرخزاد و صادق هدایت که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شوند، در واقع از کتاب‌های او برگرفته شده‌اند و یا در برخی موارد با نام خودِ او منتشر می‌گردند. این امر، گواهی بر نفوذ کلام و تأثیرگذاری نوشته‌های او در میان مخاطبان است.**


برخی آثار او تا کنون به زبان‌های کردی، ارمنی، ترکی آذربایجانی، انگلیسی و ایتالیایی منتشر شده است؛ تا جایی که در برخی جشنواره‌های خارجی، از جمله جشنوارهٔ **«Una poesia per Ginevra»** ایتالیا، موفق به کسب جایزه شده است.


بهنام علّامی، با آثار متنوع، نگاه منتقدانه و روحیه‌ی هنرمندِ خود، بی‌شک یکی از صداهای قابل‌توجه در ادبیات معاصر ایران به شمار می‌رود. او با پیوند دادن دغدغه‌های اجتماعی و احساسات انسانی در آثارش، مخاطبان را به تفکر و تأمل وامی‌دارد و نام خود را به عنوان یک شاعر و نویسنده‌ی صاحب‌سبک در حافظه‌ی ادبیات این سرزمین ثبت می‌کند.