عاشقانه های جمال ثریا – ترجمه بهرنگ قاسمی
جمال ثریا در جغرافیایِ ادبی ترکیه از چهرههای تاثیرگذار بود. او با موج دوم جریان «غریب» برای رصدِ آگاهی آفاق را در نوردید و با روشنگری نسلهایِ ادبی سرزمینش را آموخت چگونه در ساحت شعر نفس بکشند.
ثریا در مقام یک نظریه پرداز با تقریر مقاله هایِ آتشین از سنگلاخها عبور کرد و امروز این جاده امن رهسپار شاعران جوان ترک است که با خیالی آسوده آزمون خطایِ نوشتن را پشت سر نهادهاند و به اعتلایِ ادبیاتِ سرزمینشان همت میگمارند.
بیگمان نسلهای بعدی خدماتِ فرهنگی این شاعر و پژوهشگر را سرلوحه راه خویش قرار خواهند داد و بدینسان «ناظم حکمت» و «اورهان پاموک» هایِ دیگری زاده خواهد شد تا به شکوه و گنجینه هایِ سرزمین مادری متاعی دیگر ببخشند.
کمی عقب تر بازگردیم و تاریخ را مرور کنیم و حوادث را دیگر بار با درایت قضاوت کنیم. بی تردید پویایی اقتصاد در شکوفایی خلاقیت و مرزهای آفرینش در تمام زمینهها امری انکار ناپذیر است.
تا همین دیروز شاعر ملی ترکیه مولانا بود. شاعری که با زبان فارسی مرزها را در نوردیده بود و کماکان ادیبانِ ترک جنون نوشتاری مولانا را به یاد دارند و با غزلهایِ ناب این شاعر ارزنده میان زمین و آسمان در سلوکاند.
ترکها بی آن که رموز عرفان را در زبان و اندیشه زبان فارسی بدانند با ترجمه آثار مولوی؛ به میراثِ شاعری میبالیدند که از بدِ حادثه در قونیه امروزی سکنی گزیده بود.
اما طلایه داران فرهنگی ترک با درک آموزههای ادبیاتِ غرب تاریخ را دوباره ساختند. یونسکو برای شاعر پرآوازه ترک سال جهانی ناظم حکمت را اعلام کرد و ما در برگ برگِ تقویم ها شاعری را ورق زدیم که بر طبل آگاهی کوبید و مظاهرِ امپریالیسم را به سخره گرفت. امروز «اورهان پاموک» برنده جایزه نوبل ادبی از نویسندگان پر سود صنعتِ چاپ و نشر در جهان است. به راستی چه پیش آمد؟ چگونه تاریخ ادبیات ترکیه از مرزهایِ انحطاط عبور کرد و به شکوهی جاودان دست یافت و ما هنوز رشک می بریم کاش نویسندهای درجه سه در شمایل پاموک داشتیم.
تاریخ به شدت زنده و پویاست اگر امروز به صورت اجمالی شعر معاصر را واکاوی کنیم،باید به این نکته توجه داشته باشیم که آموزههایِ شاعران ترک به خصوص ناظم حکمت بسیار به کار شاعران ایرانی آمد.
وقتی «ثمین باغچه بان» برای نخستین بار شعرهای ناظم را ترجمه کرد. مولفههای اعتراضی شعر حکمت چقدر برای شاعران ما راهگشا بود و احمد شاملو به روشنی اذعان داشت از ناظم حکمت متاثر است. آیا بعد از انقلابِ نیما ما توانستیم به وسعت شاعران کلاسیک به ادبیات اعتباری نو ببخشیم پاسخ روشن است خیر…
البته باید اشاره کنم از عمر شعر نو حتا یک قرن سپری نشده و باید به شاعران جوان و جویای نام مجالی دوباره بخشید تا شکوه و عظمتِ زبان فارسی را به ممالک دیگر نشان دهند.
همان گونه که در آغاز از همتِ بزرگانی چون جمال ثریا سخن به میان آمد ناگزیر بودم با تمهیداتی مختصر مختصات شعر ترکیه را در ایضاحِ پارهای از ابهامات بیان کنم؛جمال ثریا نیز چون نسلهای بالنده پیش از خود میراثِ گران بهایی از خود به جای گذاشت و آن کلمات بود. کلماتی به ظاهر ساده… اما در ژرف ساخت آثارش به عرق ریزانِ شاعری پی میبریم که با شکوهِ کلماتش اعتباری دیگر به ادبیاتِ سرزمینش بخشید.
در کتاب پیش رو شعرهایی را برایِ ترجمه انتخاب کردهام که از نظر ساخت و کارکردهایِ عاطفی منجر به التذاذِ و قرائت متن گردد زیرا شعرهایِ کوتاه و عاشقانه ثریا در چشم برم زدنی مخاطب را برانگیخته کرده و جهانی را پیش روی ما میسازد که به روشنی قابل لمس و تاویل است.
فروید همواره بر این باور بود که هنر باید تاول هایِ جامعه را به تصویر بکشد و جهان امروز از فقدانِ عشق رنج میبرد از این رو گزینهای از اشعار عاشقانههایِ ثریا در این مجموعه گرد آوری شده که مرور آن گسترهای از زیبایی و عشق را به ارمغان خواهد آورد و همانا هدف راستین ادبیات ستایش انسان است.
شاعر راستین باید با منادیِ قلم و تلنگری آرام سرمایِ درون انسان را ذوب کند. شاید دیگر بار چشم ها مجال نظاره زندگی را به دست آورد؛شاید انسانی که افسانههایش را از یاد برده با نیرویِ عشق به میعادگاهِ زیباییها گام بگذارد.
جمال ثریا با نگاهی ژرف و اندیشهای عمیق به معنای مرگ و زندگی مینگرد. او حتا از قطرههای باران که زمین را بارور میکند هراس دارد زیرا خاک هر آن چه را که باز میگیرد دیگر به کسی ارزانی نمیبخشد مگر آن که ماهیتِ آن به صورت جوانه ای از نهاد سنگها برخیزد.
جمال ثریا ضمن آن که به کارکردهایِ زیباشناختی تسلطِ نوبرانهای دارد به چرایی نیستی و مفهوم بی رحم مرگ نیز توجه دارد و ترسیمِ چهره هولناکِ مرگ پیامی زیبا در ذاتش نهفته است و ما می دانیم فرصتِ تابناکِ زندگی در این جهان ناسازگار که در هر گوشهای از آن جنگ و جنایت زیبایی زمین را به تحلیل میبرد؛ چقدر غم انگیز است.
از این رو ثریا حدفاصل بودن و نبودن را به بارش یکریز باران تشبیه میکند و در صدد آن است قطراتِ باران را درمشت و جانش محبوس کند زیرا خاک هر آن چه را که میگیرد هیچ گاه به سادگی پس نخواهد داد.
اگرباران هم باشی/ تو را / از میانِ میلیونها قطره/ می یابم /چرا که میترسم / میترسم / خاک هر آن چه را / که می گیرد /باز پس نمی دهد.
مظهرِ عشق در اشعار ثریا چنان به زیبایی بیان می شود که میتوانیم پیام آن را در زندگی روزمره مستحیل کرده و به عنوان ضرب المثل استفاده کنیم.
عصر امروز عصر عسرت و بدگمانی ست و انسان چون دوران تولدش نیاز به مراقبت دارد زیرا انسان با تمام بیرحمی که در طبیعت و در حق هم نوعان خود روا داشته به همان اندازه نیز ناتوان است و ثریا میداند جهان امروز رو به سردی و اضمحلال پیش میرود از این رو با طمانیهای عاشقانهای می گوید:
عزیزم/ اگر سردت هست / بگو/ یک آغوشِ دیگر / بیشتر دوستت بدارم
امیدوارم با قرائت این مجموعه عشق را به یاد آوریم و زیبایی آن را بر زبان جاری کنیم زیرا سرشت آدمی با عشق پیوندهای عمیقی دارد که گسستن آن منجر به رویایی و جدال با مرگ خواهد شد.
بهرنگ قاسمی لندن 2019
