حسین فاضلی شاعری که مرزهای فرم را میشکند و با زبانی نو، دغدغههای انسان امروز را روایت میکند
خانه میان ما نشسته و ما چشم در چشم هم فلج شدهایم پنجره دست میبرد به روی من و ما بیپرده پیر میشویم درها دستهایشان را بستهاند و هرگوشه اتاق اسطورهایست که دو دستی گریه میکند دست میبرم نمیرسد پا میشوم نمیرود کلید را که میزنم پخش میشود تعدادی جسد از توی لامپ گلدانهای توی…
