آغوش
دست میافکنی دورم،
دیوار گرگان برمیگردد.
خشتهای سرخ،
بیهیچ پنجرهای.
آغوشت
هوا ندارد؛
اما هیچ کجای جهان
امنتر از این زندان نیست.
بهنام علامی
دست میافکنی دورم،
دیوار گرگان برمیگردد.
خشتهای سرخ،
بیهیچ پنجرهای.
آغوشت
هوا ندارد؛
اما هیچ کجای جهان
امنتر از این زندان نیست.
بهنام علامی
حمیرا نکهت دستگیرزاده، شاعر سرشناس افغان در ۶۰سالگی درگذشت. به گزارش ایسنا، این شاعر که در سالهای آخر عمرش از بیماری سرطان رنج میبرد، امروز (جمعه، ۱۴ شهریورماه) از دنیا رفت. حمیرا نکهت متولد سال ۱۳۳۹ در کابل، لیسانس خود را از دانشگاه کابل و دکترایش را از دانشکده ادبیات دانشگاه سوفیا، پایتخت بلغارستان گرفته بود. همچنین برای مدتی…
صندلی خالیست، دیوار روبرو هم خالیست. در این سکوت ملس، سایه از تن جدا میشود. تنهایی بوی آهنی کهنه را دارد؛ که آرامآرام، در استخوان زنگ میزند. بهنام علامی
آنکه میمیرد تمام خود را برده است آن را که میکشند ادامهاش میماند میتپد روی برگهای جوان. مانده بود ادامهاش، در خیابان راه میرفت برگشت به کودکی سنگ زد به قندیلهای آویزان اشک ریخت بر قناری مرده بر جوجهی نیمهجان در آفتاب کمرنگ ترسید از اتاق تاریک راهروهای بلند درهای نیمه باز گریخت از تنهایی،…
در اخبار نوشته بود یک کودک در فاضلاب اهواز غرق شد! خدایا!!! مطمئنی جای حق نشسته ای ؟ دردنویس
در ساختار این اتاق، چارچوبی هست که در هیچ نقشهای نیامده. متر، اندازهاش را نشان نمیدهد. دستم را اگر حرکت دهم، فقط هوا جابهجا میشود— کسر ناچیزی از فردا. دست روی این سطح سنگین میگذارم؛ جرمش ثابت است. نه میسوزد، نه داغ میشود. واقعیت، احتیاجی به حضور ما ندارد. بهنام علامی
کتیبه پارسی آتشگاه باکو قدمت: ۲۷۵ سال متن کتیبه: ” آتشی صف کشیده همچون دکجی بوانی رسیده تا بادکسال نو نزل مبارک باد گفتخانه[ای] شد ز و سنامکسنه ۱۱۵٨ “ کتیبه توسط زرتشتیانی که از ایران برای زیارت آمده بودند، نقر شده جی: اصفهانبوانی: منطقهای در اصفهانبادک: باکو / سنامک به معنای «گروه کوچکی از…