اگر روزی بمیرم
تمام کتاب هایی را که دوست دارم
با خودم خواهم برد
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد
و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم
بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم
دراز می کشم
سیگاری روشن می کنم
وبرای همه دخترانی که دوست داشتم آغوششان بکشم
گریه می کنم
اما درون هر لذت ترسی بزرگ پنهان شده است
ترس از اینکه
صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگویید؛
بلند شو سابیر باید برویم سر کار!
سابیر هاکا با نام اصلی سابیر قبادی، شاعر معاصر ایرانی، در اول خرداد ۱۳۶۵ در شهر کرمانشاه متولد شد. این شهر، با پیشینهای غنی از فرهنگ و ادبیات کردی، تأثیر عمیقی بر جهانبینی و زبان شعری او گذاشته است. نام هنری «هاکا» که او برای خود برگزیده، کلمهای کردی به معنای «هر لحظه ممکن است» یا «احتمال دارد» است. این نام به خوبی، حس عدم قطعیت و شکنندگی زندگی را که یکی از اصلیترین بنمایههای شعری اوست، بازتاب میدهد.
هاکا با زبانی ساده، صمیمی و به دور از تکلف، به بیان دردها و دغدغههای طبقه کارگر میپردازد. این ویژگی باعث شده که بسیاری او را «شاعر کارگران» بنامند. او شعر خود را از طریق فضای مجازی و شبکههای اجتماعی به مخاطبان گستردهای معرفی کرد و به سرعت مورد توجه قرار گرفت، تا جایی که برخی از اشعارش به دلیل سادگی و قدرت بیان، به اشتباه به نام شاعران بزرگ معاصری چون احمد شاملو و فروغ فرخزاد منتشر شدند. این اتفاق، نه تنها نشانه ضعف، بلکه گواهی بر قدرت و نفوذ کلام اوست که توانسته با زبانی تازه و متفاوت، احساسات مشترک انسانی را بیان کند.
ویژگیهای شعر و نقد آثار
شعر سابیر هاکا نمونهای برجسته از «شعر سهل و ممتنع» است؛ یعنی در ظاهر ساده و روان به نظر میرسد، اما رسیدن به چنین عمق و تأثیری با بیانی بیواسطه، کاری دشوار است. او به جای استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده، مستقیم و بیپرده به سراغ واقعیتهای تلخ زندگی میرود و از طریق جزئیات کوچک و ملموس، تصویری بزرگ از رنجها و امیدها خلق میکند.
موضوع اصلی آثار او، زندگی طبقه کارگر است. هاکا به جای سرودن شعارهای سیاسی، به زندگی روزمره و مشکلات شخصی این قشر میپردازد. او از پدرانی میگوید که دستهایشان از کار خسته است و از کودکانی که رویاهایشان زیر بار فقر فراموش میشود. این نگاه انسانی و دلسوزانه به او امکان میدهد تا مخاطبان را فارغ از هر عقیدهای، با خود همراه سازد. شعر معروف «تا به حال افتادن شاهتوت را دیدهای؟» که در آن افتادن کارگر از ساختمان را به شکلی دردناک به طبیعت پیوند میزند، نمونهای گویا از این رویکرد است.
همانطور که اشاره شد، یکی از پدیدههایی که درباره شعر هاکا رخ داد، انتساب اشعار او به شاعران دیگر بود. شعر «بارها مردهام و دوباره زنده شدهام» نمونه بارزی از این اشتباه است که به فروغ فرخزاد نسبت داده میشد. این اتفاق، نشان میدهد که شعر هاکا به قدری در عمق احساسات انسانی ریشه دارد که میتواند صدای مشترک نسلهای مختلف باشد.
معرفی کتابها
سابیر هاکا تا کنون چند مجموعه شعر منتشر کرده که هر کدام بازتابدهنده بخشی از جهان شعری او هستند:
- دوری مثل آخرین طبقه یک آسمانخراش: این مجموعه شعر، یکی از اولین آثار اوست که توانست سابیر هاکا را به عنوان یک صدای نو در شعر معاصر معرفی کند. در این کتاب، او با بیانی تغزلی و در عین حال اجتماعی، از احساس تنهایی، دوری و بیگانگی سخن میگوید. عنوان کتاب خود استعارهای از فاصلههایی است که میان انسانها و آرزوهایشان وجود دارد.
- میترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم: این کتاب را میتوان شاید صریحترین و مستقیمترین مجموعه شعر او درباره موضوع کار و طبقه کارگر دانست. عنوان کتاب به تنهایی، تمام رنج و دلهرهای را که یک کارگر در طول زندگی با خود حمل میکند، به تصویر میکشد؛ دغدغهای که از دنیای مادی فراتر رفته و به کابوسی ابدی تبدیل میشود. این کتاب مجموعهای از اشعار تلخ و شیرین درباره فقر، کار و بقاست.
- دلهره مدام گریختن: در این مجموعه نیز سابیر هاکا به کاوش درونیات انسانی و ترسهای پنهان میپردازد. این کتاب شامل اشعاری است که مضامینی چون دلهره، گریز از واقعیت و تلاش برای یافتن پناهگاهی امن را در خود دارد. این مجموعه نیز با همان زبان ساده و گیرای همیشگی، تصویری از جهان پرآشوب درونی و بیرونی شاعر ارائه میدهد.



















