نسرین خراسانیان

شعری از نسرین خراسانیان

از تکذیب خطوط برجسته
تا پلی بک خاطرات تنیده
یادهای غایب در دهان های عقیم
ای تو مضاعف برهنه در لفظ
هیچ می‌دانی ؟
ازچهار گوشه‌ی تقویم ،گمراهی بهشت سهم مادر شد
تا مرگ از تقدس فهم بگیرد و
فلسفه در انزوا نپوسد
گاه که این کلاف از شکل نیوفتد
تو با مفصل های من بخواب شیطان !
دوندگی کشاله‌ات را می‌خراشد
حتی در خوابهای نفوذی
مدعیان کافوری ،نمک از شوره زار تو می‌گیرند
بیا در کتبه ها قاب شو !
ای تو در گوش مرگ ،ضرورت
می‌خواهم در پیامبری نازل شوم
تا بلا در تفسیر ،هنجار از من بگیرد که زنم
در معاشرت سطر و سیما
درمن این نخاع ست که غسل در غشا می‌گیرد و
عصا در فقراتم پوست می‌اندازد
تا این طراوت کبود
شکل نفس های تو باشد
ای تو آشیانه ی تاریکی
جغدی لال در استخوانم هنوز می‌خواند
آه ای حرارت جامد
اصطکاک دستانم درتاریکی تبخیر شد
تو ای جادوی ماهور و صدا
کوک پیوسته به لبخند
چگونه در ملاقات خنجر استقبال شدی ؟
کی در من پهلو شکستی ؟
من که در قلمروی تو ،تا کهکشان موریانه هات کش آمدم
آمدم تا غبار از پوست بی نظمم دل بکند
که پوسته پوسته ریختم در تو
دراوج فراخنای تصویری بی بزاق
پیش ِهنگامه ي رنج و سقوط از سر اتفاق افتادم
افتادم از شاخه هات
ای مکیده شیره ی گل قهر
پیش فتنه های نارس بوسه هات
فولاد تفتیده ایی بودم که جیز نگفتم
به رسم کلاغان خمار در قرینه هام
قار قار قار چه زار
عجب زاغ مغلوبی !
پلک پشت پلک
از شدت اعترافم می‌کاهد
وگرنه این اشکها به رسم خودشان می‌افتند
می‌افتم از ضرورت افکارت
از سنگسار گلایه هات
وقتی در وزش پوست رگ بودم
چگونه در عصیانی خون زمین گیرم کردی ؟
برحسب قاعده
هنوز از رخوت قله ی عریانی ام خون می‌چکد و
در غضروف های شبانه ات دردم
ای گهواره ی آتش و خاکستر
چه می‌سوزی ؟؟
از چه می‌سوزی ؟
می‌سوزم که زنم
ظنّم !
گمان بارانم از سينه‌ی مادرم
رد هیچ خدایی در من نیست
در سر انگشت تو ،اتهامم
کمر تحملم تیر می‌کشد
پراکنده ام به وضوح
انعکاس پرندگان ابراهیم ام و
اجزای رهیده ام درد می‌کند ،باز می‌گردم
در کشف وسوسه پایانم
واینگونه جنین خشم درمن ویار می‌گیرد
تا این گنبد نشسته بر مزار
دست مومن تری بخواهد به زیارت
به خطوط
به زیارت خطوط هندسی ام

نسرین خراسانیان

نسرین خراسانیان، شاعر ایرانی، متولد ١٣٦٤/٤/١٩ است. وی فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی ست که در حوزه شعر سپید فعال است و آثاری از او در رسانه های نوشتاری منتشر شده .

اولین کتاب او در سال 1399 با نام “بال و پر باش قفس نه ” توسط نشر سیب سرخ به بازار کتاب عرضه شد.

 

 

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *