غیاب تو
اطلس ایران هخامنشی
روی همان صفحهای باز است
که خطوط مرز، تاخوردهاند؛
و شاهنامه
روی یک سطر از فردوسی،
بیآنکه کسی خوانده باشدش.
بیآنکه اسمی ببرم،
غیاب تو
همین مختصات در تهران است.
بهنام علامی
اطلس ایران هخامنشی
روی همان صفحهای باز است
که خطوط مرز، تاخوردهاند؛
و شاهنامه
روی یک سطر از فردوسی،
بیآنکه کسی خوانده باشدش.
بیآنکه اسمی ببرم،
غیاب تو
همین مختصات در تهران است.
بهنام علامی
از خروجی پل که سرازیر میشوی، تهران لای چرخدندههای آهن غلت میخورد. من ساکن آریا شهر؛ جایی که سیمان، تنفس را قورت میدهد و اندوه، روی صندلی مترو جا میماند. در این هندسهی بسته، کلید را که میچرخانی— لازم نیست کسی به تو شلیک کند؛ شهر، خودش توی سینهات خالی میشود. بهنام…
Play Video حجم ویدیو: 12.80M | مدت زمان ویدیو: 00:00:41 علیرضا راهب پس از مدتی که به بیماری کرونا مبتلا بود بامداد امروز در بیمارستان آتیه جان به جان آفرین تسلیم کرد. وی مدیر انجمن ادبی ونداد و تاکنون شاگردان بسیاری پرورش داده بود. دردنویس این ضایعه را به جامعه ادبی تسلیت گفته و برای خانواده آن مرحوم از خداوند متعال طلب صبر می…
حسین درخشان، هنرمند پیشکسوت در عرصه خوشنویسی روز یکشنبه (۲۶ آبان ماه) دار فانی را وداع گفت. حسین زندی، فعال میراث فرهنگی استان همدان در گفت وگو با ایسنا این خبر را تایید کرده است. زنده یاد حسین رنجبران متولد سال ۱۳۲۵ در همدان است. او یکی از شاگردان استاد امیرخانی بود که در سال…
حالا به هر چه به فکر فرومیرود فکر میکنم به اندوهی که لای موهای تو میپیچد و بازنمیماند به رد گریه بر سگرمههای تو هنگام تلخی – تلخی ایام به شیر دوشیدن مادرم هنگامی که از گاوهای گرسنه به صحرا پناه میبرد به رَدِ بخیه بر شانههای پدر وقتی معدن هنوز مکعبهای ذغال و…
این نام، نه واژهایست کمرنگ بر نقشههای امروزین، بیریشه در اعماقِ زمان نه خطی که از دوردست، چون حکمی غریب، بر پهنهی بیکرانِ لحظهها کشیده باشند… نه دستوری که از فرازِ آسمانِ سازمانها، سرد و بیروح، فرو افتاده باشد… نه حتا آن موجِ سرگردان که در صفحاتِ جستجوگرها، دمی برمیآید و دمی دیگر نیست… این…
ترک دیوار هر صبح، پیش از آنکه چشم باز کند، دست میکشید روی لبهی تخت تا مطمئن شود دنیا هنوز جای خودش است و چیزی جابجا نشده. بعد بلند میشد، کتری را روی اجاق میگذاشت و خیره میشد به خط ترکخوردگی دیوار که هر شب کمی بلندتر میشد. تن، اتاقی بود که در و دیوارش…