حاشیه کامو
در حاشیهی مچالهای از کامو، روی تاریخِ سقوطم شرط بسته بودند.
وقتی دیوارها نلرزید، از شرمِ خطا رفتنِ فالِشان، خودشان قفلِ در را عوض کردند.
نه از خشم، که از هراسِ زنده ماندنِ سقفمان.
و در یک پلکزدن، تمامِ آن گرما دود شد و رفت…
بیرحمانهترین رفتارِ انسان همین است: کلید را به رخِ کسی میکشد که خودش برای این خانه در ساخته بود.
