اسم کوچک
بیهوا،
شناسنامهام را خط میزنم،
اسم کوچکم را
روی برگهای افتاده مینویسم؛
و از میان تمامِ قانونها
دستت را میگیرم
تا مرگ فراموش کند
کجا ایستادهایم.
بهنام علامی
بیهوا،
شناسنامهام را خط میزنم،
اسم کوچکم را
روی برگهای افتاده مینویسم؛
و از میان تمامِ قانونها
دستت را میگیرم
تا مرگ فراموش کند
کجا ایستادهایم.
بهنام علامی
صدا بودم چون تو گوش میدادی. حالا که خاموشی، الفبا چند دندان کشیدهشده است روی زمین؛ حروفی صامت که دیگر به هیچ دهانی برنمیگردند. بهنام علامی
بازکن دو آهوانه را لوند من! شهر اگرچه دستِ این دعانویسهاست بازکن دو آهوانه را و شک نکن موریانه، ختمِ میزِ این رئیسهاست قند من! تو «سر برهنه» باش؛ اگرچه شهر، شهرِ «وابرهنه»ها و «پابرهنه»هاست قند من! لوند من! تو سربرهنه باش؛ دور اگرچه دور جاعلالحدیثهاست علیاکبر یاغیتبار، شاعر و ترانهسرای معاصر ایرانی، متولد ۱۵…
درباره عهدنامههای گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) بین ایران رو روسیه، بسیار گفته شده و میشود. با این وجود، متن این قراردادهای مهم تاریخی، به راحتی در دسترس نیست و مطالب موجود، عموما حاوی تحلیلها و قضاوتهای شخصی نگارندگان است. تا آنجا که من اطلاع دارم، نسخه عهدنامه گلستان در ایران مفقود شده و نسخه…
” این شعرها نمیتوانند چشمهای تو نباشند خفته در بیابانهای اهواز این واژهها نمیتوانند برقصند به کام مرگ در هجوم بیامانیها شعر اما اعتراف به برهنگی است و سودای چشمهای تو در غربت صحاری اهواز در خیال آزادی” غلامرضا بشیری، شاعر معاصر ایرانی، متولد بندر امام (خوزستان) است. او علاوه بر شاعری، در حوزههای دیگری…
اگر قرار بود هر سقفى فرو بریزد آسمان باید خیلى وقت پیش فرو میریخت اگر قرار بود باد نایستد ما که همه بر باد شده بودیم نگران هیچ چیز نباش تو هنوز زیبایى و من هنوز مىتوانم شعر بنویسم در سالی که زمین نفسهای تازه میکشید، ۱۳۴۸ شمسی، در روستای «بروج» آذربایجان غربی، در دل…
آیا باید در آغوش تو جای میگرفتم و آرزو میکردم همان جا همان لحظه آغشته به عطرِ خوشِ گیسوانِ تو بمیرم ؟ آه نازنینم در آغوشِ تو جای گرفتم همان جا همان لحظه مرا خوش تر آن بود از عطرِ خوش گیسوانت جانی دوباره بگیرم نیکی فیروزکوهی، متولد سال 1346 در ایران، شاعر، نویسنده و…