نیکی فیروزکوهی صدایی از ایران، پژواکی در نروژ، روایتی از عشق و زندگی

آیا باید در آغوش تو جای می‌‌گرفتم
و آرزو می‌‌کردم
همان جا
همان لحظه
آغشته به عطرِ خوشِ گیسوانِ تو بمیرم ؟
آه نازنینم
در آغوشِ تو جای گرفتم
همان جا
همان لحظه
مرا خوش تر آن بود
از عطرِ خوش گیسوانت
جانی دوباره بگیرم

نیکی فیروزکوهی، متولد سال 1346 در ایران، شاعر، نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است که سال‌هاست در کشور نروژ اقامت دارد. این تجربه زندگی در بستری از دو فرهنگ متفاوت، تأثیر بسزایی بر نگرش و آثار او داشته و به نوشته‌ها و ترجمه‌هایش ابعاد گسترده‌تری بخشیده است.

فیروزکوهی در آثار تألیفی خود به طور اصولی تحت تأثیر فرهنگ‌ها و سنت‌های گوناگون قرار می‌گیرد و عمده تمرکز او بر روابط انسانی، اتفاقات روزمره و به‌ویژه عشق است. او در سخنانی در شهر کتاب مشهد، انگیزه و درون‌مایه نوشته‌های خود را درد و دل‌ها، رویدادهای روزمره زندگی افراد و همچنین احساس عمیق مادرانه‌اش، ناشی از وجود پسرش، عنوان کرده است. از دیگر سو، دلتنگی برای وطن و حس غربت نیز از جمله مضامینی است که در آثار او بازتاب می‌یابد. او همواره از یاد و الهام پدرش در نوشته‌های خود یاد می‌کند و او را “مرد شعرهای من” می‌داند.

اگرچه او خود را بیشتر نویسنده می‌داند و زمانی تصمیم به خداحافظی از دنیای شعر گرفته بود (“خداحافظ اگر برنمی‌گردم”)، اما اشعار او، به ویژه در فضای مجازی و در میان زنان و دختران، با استقبال چشمگیری روبرو شده و به طور گسترده به اشتراک گذاشته می‌شوند. اشعار او اغلب به نیازها و احساسات گوناگون زنان از جمله دلتنگی، خوشی و خیانت می‌پردازد و پیام اصلی بسیاری از آن‌ها عشق است (“پرنده‌ای که از بام شما پرید”).

فیروزکوهی معتقد است که دنیا به سمت کوتاه‌خوانی و کوتاه‌نویسی پیش می‌رود، اما این مسئله می‌تواند به کیفیت شعر آسیب بزند. او تأکید دارد که نویسندگان باید علاوه بر ایجاز، از نظر کیفیت نیز توجه مخاطب را جلب کنند. او همچنین عنصر تناقض‌گویی را در نوشتن مهم می‌داند، چرا که آن را عاملی برای پیشروی و خلق آثار متفاوت می‌شمارد.

او در آثار خود به آسیب‌شناسی جامعه نمی‌پردازد، بلکه به روایت حرف‌ها، اتفاقات روزمره و روابط بین آدم‌ها توجه می‌کند و معتقد است که وضعیت عاطفی و روانی جامعه، خواه مثبت یا منفی، به طور مستقیم بر روابط انسانی تأثیر می‌گذارد.

نیکی فیروزکوهی با مطالعه گسترده آثار به زبان‌های مختلف، تحت تأثیر فرهنگ‌ها و سنت‌های متنوع قرار می‌گیرد و در عین حال، تلاش می‌کند سبکی منحصر به فرد در نویسندگی خود ایجاد کند و به عنوان یک “صاحب سبک” شناخته شود. علاوه بر نویسندگی و شاعری، او در زمینه ترجمه نیز فعال بوده و آثار قابل توجهی را به زبان فارسی برگردانده است.

کتاب‌های نیکی فیروزکوهی:

تألیف شده:

  • همه مادران به بهشت نمی‌روند: نشر ایجاز
  • گوشی را بردار…: نشر شالگردن (مجموعه شعر)
  • در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت؟: (مجموعه نامه ها، شامل 138 نامه که هرگز فرستاده نشد)
  • پاییز صد ساله شد: (دارای بعد اجتماعی با رگه‌هایی از عشق، با تمرکز بر روابط بین دو فرد بدون تأکید بر جنسیت)
  • خداحافظ اگر برنمی‌گردم: (دلیل نامگذاری آن، خداحافظی موقت نویسنده از دنیای شعر بوده است)
  • با من برقص: (دارای رنگ زنانه و آمیخته با عشق، مقدمه آن برگرفته از خاطرات شخصی و مکان‌های دیده‌شده نویسنده است)
  • پرنده‌ای که از بام شما پرید: (دارای درون‌مایه کاملاً زنانه، بررسی نیازهای یک زن از ابعاد مختلف از جمله دلتنگی، خوشی و خیانت، با پیام اصلی عشق)

ترجمه شده:

  • هنر پیدا کردن حقیقت درون: نوشته جان فیلیپ سندکر، نشر شالگردن
  • هنر شنیدن صدای قلب: نوشته جان فیلیپ سندکر، نشر شالگردن
  • انتخاب من زنده ماندن بود: نوشته زابینه داردانه
  • راس ساعت هیچ: (اطلاعات بیشتری در مورد نویسنده و ناشر این کتاب در نتایج جستجو یافت نشد)
  • تربیت کودکان:

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *